حسادت : محدوديت يا مصونيت ؟
در مطلب قبلی (اندام عالي لعنتي ) قول دادم در مورد حسادت خانمها موردي كه اغلب اقايان از آن شكايت دارند بيشتر توضيح بدهم .
يكي از نيازهاي مهم زنان در روابط عاطفي احساس امنيت است در حقيقت امنيت احساسي و عاطفي و يك حس عميق و دروني از اين كه رابطه شان محكم استوار و ماندگار است و اطمينان از اينكه همسر / نامزدشان در عشق خود جدي و ثابت قدم است و به آنها متعهد و پاي بند .
و اما چرا احساس امنيت اينقدر براي زنان مهم است ؟ تمام زنان در ژرفاي وجود خويش احساس ناامني دارند و هر زني هر قدر هم كه آزاد – در مناسبات اجتماعي و شغلي موفق و از نظر شخصيتي مستقل باشد اين احساس در بخشي از روح و روان آنها وجود دارد كه زاييده اجتماعي است كه مردها بر آن تسلط بيشتري دارند و زنان در بسياري موارد نياز به حمايت مردان دارند .
در موقعيت هاي شغلي برابر هنوز هم زنان حقوق كمتر از مردان دريافت مي كنند و ارتقا آنان دير تر صورت مي گيرد نام خانوادگي پدر به عنوان نام خانوادگي بچه ها انتخاب مي شود و اين پيام را منتقل مي كند كه مردها مهمتر هستند . زنان از نظر جسماني هم ضعيف تر و آسيب پذير تر هستند ( يكي از موارد هم به قول صفحه حوادث روزنامه ها آزار واذيت گفته ميشود ) و به همه اين موارد در جامعه ما اضافه كنيد قوانين شرعي مجاز شمردن چند همسري و نا كارآمدي سيستم قضائي كه دادگاه خانواده هم جزئي از آن است .
به همين دليل بسياري از خواسته ها و توقعات زنها از مردها در واقع تلاشي است براي احساس امنيت بيشتر حتما اينجا و انجا شنيده يا خوانده ايد كه مدام به همسرتان بگوئيد دوستش داريد و اين يك كلمه جادوئي است خوب يكي از دلائلش همين است . هر چه قدر همسر شما احساس امنيت بيشتري كند احساس رضايت بيشتر خواهد كرد و به همان نسبت همسر بهتري براي شما خواهد بود و برعكس احساس ناامني زنها را پرتوقع – غرغرو – وابسته تر و حسود تر خواهد كرد و متاسفانه اين رفتارها بيشتر اقايان را دلزده و فراري مي كند و بيشتر خود را كنار مي كشند و اين چرخه علت و معلول مخرب همچنان ادامه پيدا مي كند .
بعد از اين مقدمه برگرديم به اصل مطلب اكثريت اقايان متفق القول هستتند كه خانمها حسود هستند اما در حقيقت زنها به دليل احساس ناامني در ضمير ناخودآگاه شان نقش محافظ و نگهبان رابطه خود را بازي مي كنند اگر همسرشما در مورد همكار خانم مجرد و خوشگل محل كارتان و رفتار صميمانه اش عكس العمل نشان مي دهد و شما از او مي پرسيد مگر به من اعتماد نداري در واقع پاسخ همسر شما اين است " مسئله بي اعتمادي به تو نيست به زنان ديگر اعتماد ندارم "
زنها گوش به زنگ خطرات احتمالي در رابطه با همسر و نامزد خود هستند
و يكي از اين خطرات بالقوه زنان ديگر هستند و در اين رابطه خداوند يك سيستم هشدار مركزي در نهاد آنها قرار داده است كه امواج انرژي جنسي و بوي خطر را از يك كيلومتري تشخيص مي دهند . ضمنا خودم به شخصه اعتقاد دارم در اكثر موارد ( و نه همه ) زنها هستند كه زود تر از مردان انرژي جنسي نامناسب از خود ساطع مي كنند .
مسلما خيلي از شماها مي توانيد چندين مثال واقعي بزنيد از زناني كه صميمي ترين دوستان خود را وارد زندگي و روابط اجتماعي خود كرده اند و بعد از مدتي ناباورانه پي به خيانت همسرش با دوست صميمي اش برده اند .
پس آقايان محترم اجازه ندهيد غرورتان بر دور انديشي همسرتان غلبه كند و خودتان را گول نزنيد از خود و ازدواجتان در برابر اين خطرات احتمالي محافظت كنيد .
و اما شما خانمهاي محترم اين واقعيت را در نظر داشته باشيد كه زنان بيشتر از محركهاي كلامي و شنيداري تاثير مي گيرند ( كافيست يكسري به وبلاگهاي شعر و شاعري عاشقانه بزنيد و آمار جنسيت نويسندگان آنها را دربياوريد ) اما مردان خيلي بيشتر به محركهاي بصري پاسخ مي دهند و جذب مي شوند پس با در نظر گرفتن اين اصل قدري از حساسيت تان به يك لحظه گرد شدن
چشم همسرتان در يك مهماني در مقابل يك خانم زيبا و خوش لباس كم كنيد براي يك لحظه جذابيت و تحسين زيبائي آن خانم از طرف شوهرتان يك واكنش طبيعي است اما منظورم توجه نكردن به صحبت شما و خيره شدن مداوم به ميز كناري تان در رستوران نيست اين را به حساب اپيدمي مشكل چشم چراني اقايان بگذرانيد كه در اين مورد خاص بايد يك راه حل اساسي پيدا كنيد اما نبایدتصور کنید به این دلیل که اگر شوهرتان دوستتان دارد به هیچ وجه نباید به زنهای دیگر توجه کند .
